نگاهی به کتاب «باز اندیشی در راهبردهای نظام بازنشستگی»

دسته: دسته‌بندی نشده
بدون دیدگاه
یکشنبه - ۱۱ آذر ۱۳۹۷

نگاهی به کتاب «باز اندیشی در راهبردهای نظام بازنشستگی»

کلید واژه های شیوه های بهبود و اصلاح سیاستگذاری اجتماعی و فرهنگی از بازنشستگی

 

سه مساله مهم نظام بازنشستگی ایران در حال حاضر شامل؛ مشکلات پایداری مالی صندوق ها، سطح ناکافی پوشش بیمه بازنشستگی، عدم انطباق خدمات بیمه بازنشستگی با انتظار بازنشستگان است.

سالمندشدن مولد (Productive Ageing): به معنای ظرفیت فرد یا جمعیت برای خدمت در فعالیت های دستمزدی، فعالیت های دواطلبانه، کمک به خانواده و حفظ استقلال فرد تا حد امکان است.

دوره سوم (Third Age): دوره بهره‌گیری از فرصت های جدید، لذت بردن از اوقات فراغت فعال یا تفریح و رضایت از زندگی است. مهمترین خصوصیات این دوره تحقق بخش فردی و دستاوردهای شخصی است. بنابراین دورانی است که پس از دوران بازنشستگی، سلامتی و وجود فرصت های متنوع برای دنبال کردن اهداف شخصی، مجموعه ای از فعالیت های رضایت بخش را برای افراد میسر می کند.

سالمندشدن فعال(Active Ageing): فرایند بهینه کردن فرصت‌ها برای ارتقای سلامت، مشارکت و امنیت، با هدف بهبود کیفیت زندگی افراد در طی سالمند شدن.

موضوع صندوق های بازنشستگی و به خصوص مسائل مالی آن ها در کنار بحران های محیط زیست، کمبود آب و بیکاری، به عنوان مشکلات اصلی فراروی کشور در سال های آتی مطرح است. همچنین مرکز پژوهش های مجلس در گزارش عمده ترین مسائل کشور مساله صندوق ها را از اصلی ترین مسائل فعلی کشور دانسته و طبق مطالعات پیش بینی کرده است که در سال ۱۳۹۹، صندوق تامین اجتماعی با کسری صد هزار میلیارد تومانی روبرو شود که این مقدار تقریبا برابر با نیمی از بودجه عمومی دولت است. وضعیت صندوق بازنشستگی کشوری هم که مدت هاست از نرخ پشتیبانی سربه سری و یک به یک هم گذشته است.

یکی از وظایف نظام بیمه های اجتماعی کشور بحث کفایت مزایا و در نظر گرفتن معیشت حقوق بگیران است. در شرایط فعلی که گاهی خط فقر تا ۵ میلیون تومان اعلام می شود، حقوق بیش از ۹۰ درصد حقوق بگیران صندوق بازنشستگی کشوری، کمتر از دو میلیون و هشتصد هزار تومان است و طبق گزارش ها حقوق بازنشستگی تنها ۴۸ درصد زندگی بازنشستگان را تامین می کند. این ارقام نشان می دهند با همین میزان سخاوتمندی هم مشکلات معیشتی حقوق بگیران جدی است. از یک سو صندوق ها بین نسلی هستند و باید مساله پایداری را هم جدی گرفت.

یکی از دیگر مشکلات صندوق های بیمه ای در کشور ایران بازنشستگی در سنین میان سالی است به طوریکه میانگین سن بازنشستگی در ایران حدود ۵۰ سال است و بیش از ۶۵ درصد حقوق بگیران فعلی صندوق بازنشستگی کشوری نیز سنی کمتر از ۶۵ سال دارند. امروزه بحث دوره سوم عمر یا بحث سالمندی فعال مطرح شده است که نشان می‌دهد در حوزه بازنشستگی و صندوق ها مسائل بسیار جدی تری پیش روست که اگر زودتر چاره ای برای مواجهه با این مشکل پیدا نکنیم نه فقط صندوق ها یا بازنشستگان بلکه می تواند بر وحدت و انسجام و همبستگی ملی تاثیر منفی بگذارد. از این رو موضوع صندوق های بازنشستگی بخشی از مساله ای بزرگتر یعنی سالمندشدن جمعیت کشور است. جامعه ایران برای سال های آینده که در آن جمعیت سالمندان افزایش می یابد، برنامه هایی نظیر مشارکت، آموزش، مراقبت، توانمندسازی، مقابله با سالمندستیزی را علاوه بر مسایل مالی و اکچوئری باید مدنظر قرار دهد.

 

پیچیدگی های سالمندی و بازنشستگی

تقلیل موضوع بازنشستگی و سالخوردگی جمعیت به تغییرات پارامتریک و محاسبات حسابداری تأمین هزینه ها، به معنای نادیده گرفتن جنبه های مختلف و پیچیده پدیده افزایش سالمندان در جامعه است. چراکه علاوه بر محاسبات فنی دخل و خرج صندوق ها، مفاهیم “شهروندی اجتماعی” و “سالمندشدن فعال”را باید از هم اکنون با برنامه‌های منسجم پیش برد. این رویکرد و زیربنای اصلی آن نه صرف توجه به تأمین هزینه زندگی سالمندان به عنوان یک گروه مصرف کننده، بلکه توجه به لزوم فراهم شدن بستر مشارکت اجتماعی، توانمندشدن و پیوند متقابل این بخش از جامعه با سایر گروه های سنی است. بنابراین حقوق بازنشستگی، تنها جزء کوچکی از مجموعه سیاست هایی است که باید نقش فعال این بخش از جامعه را تضمین کند و به ارتقای کیفیت زندگی آنها منجر شود.

تأکید بر تغییر نگرش به سالمندان و بازنشستگان از یک جهت می تواند به افزایش احترام و منزلت اجتماعی این گروه کمک کرده و به رفع موانع و محدودیت های تبعیض آمیز این بخش از جامعه منجر شود؛ اما از جهتی دیگر همواره این خطر وجود دارد که از این تغییر گفتمانی به نفع رویکردهای مبتنی بر”مسئولیت فردی” و بازار محور سوء استفاده شود و تاکید بر توانایی های سالمندان برای توجیه کاهش حمایت های اجتماعی دولت و سخت شدن شرایط زندگی سالمندان بکار رود. در نتیجه، تفسیر و تلقی از این صورتبندی جدید دوره سالمندی به عنوان دوره فعالیت و خودشکوفایی بسیار تعیین کننده است. در این بین آنچه از بخش های مختلف، اگر نه در سطح کلان، دست کم هر کس، چه در سطح ستادی و چه در سطح سیاستگذاران مرتبط و حتی ذی نفعان اصلی و خود بازنشستگان انتظار می‌رود، داشتن نگاه موشکافانه تر و پویاتری نسبت به موضوع است.

 

ضرورت استقلال مالی نهادهای اجتماعی و بین نسلی

صندوق های بازنشستگی، نهادهایی اجتماعی و بین نسلی هستند و معیشت و زندگی اجتماعی مردم و نسل های بعد در گرو عملکرد درست آن هاست. هدف نهایی صندوق ها ارتقای عدالت اجتماعی و همبستگی ملی است و اگر بخواهند نقش خود را در دستیابی به این هدف به درستی ایفا کنند باید استقلال مالی و اداری شان را به رسمیت شناخت و مداخلات غیر بیمه ای در آن ها حداقلی شود، ساز و کار حکمرانی شان اصلاح شود تا بتوانند منابع و مصارف را بر اساس اصول بیمه ای تعیین کنند و در نهایت در کنار نگاه منسجم و وحدت رویه در همه بخش ها، نقش خود را ایفا کنند.

تغییر بنیادی سیاست گذاری در حوزه بازنشستگی و سالمندی در ایران و جلوگیری از بحران های اجتماعی ناشی از آن، مستلزم تغییر نگرش و رویکردهاست. به طوریکه نهادهای محلی و مردمی نقش اساسی در مواجهه با مسائل اجتماعی دارند به طوریکه خلاقیت های کوچک و بکارگیری ظرفیت های مردمی برای ایجاد تغییرات ملموس در زندگی ساکنین محلی به ویژه سالمندان بسیار حائز اهمیت است؛ از این رو در دوره سوم زندگی که همان دوران بازنشستگی است تلاش برای جلوگیری از انزوای سالمندان و به کارگیری ظرفیت این جمعیت در فعالیت های مدنی و اجتماعی منجر به بازنشسگی فعال افراد می شود. دولت ها نیز با تقویت سرمایه انسانی به پویایی این دوره سوم زندگی کمک می کنند.

ممکن است در برداشت محدود، فعال بودن تنها مشارکت در بازار کار در نظر گرفته شود و این تفسیر مبنایی نظری برای بالا بردن سن بازنشستگی و افزایش بهره گیری از نیروی کار سالمندان به ویژه در کشورهایی است که با کمبود نیروی کار جوان مواجه اند. سالمندی که کار می کند، دیگر صرفاً دریافت کننده خدمات رفاه از دولت نیست بلکه هم با اشتغال خود برای اقتصاد نقش “مولد” دارد و هم می تواند هزینه های زندگی خود را مستقل از دولت تأمین کند.

در مقابل، برداشت فراگیر و جامع از مفهوم سالمندشدن فعال، مشارکت اجتماعی را محدود به بازار کار نمی داند و به دنبال از میان بردن اشکال مختلف تبعیض و نابرابری علیه سالمندان برای مشارکت همه جانبه آنها در حیات اجتماعی است.  در نگرش فراگیر به سالمندشدن فعال اگرچه اشتغال یک مسئله محوری است و بر لزوم پایان یافتن همه قوانین، رفتارها و باورهای سالمند ستیز در محیط کار و بازنشستگی تأکید می شود اما فعالیت لزوماً معادل شغل دستمزدی نیست. به طور مثال کار داوطلبانه به مثابه یکی از حوزه های اصلی فعالیت به رسمیت شناخته می شود که هدف اصلی آن تقویت حس مفید بودن و افزایش تعاملات اجتماعی فرد بازنشسته از یک سو و کمک به بهبود شرایط زندگی در محله یا منطقه زندگی از سوی دیگر است. باید توجه داشت که سیاست گذاری برای سالمندشدن فعال صرفاً یک عمل بالا به پایین نیست، بلکه موفقیت این رویکرد به مشارکت همه بازیگران اصلی و مدیریت آن در سطوح مختلف ملی و محلی وابسته است.

از این رو تدوین دمکراتیک سیاست ها و برنامه های سالمندشدن فعال با در نظر گرفتن منافع همه گروه های ذینفع و ایجاد اجماع نسبی در سطح ملی می تواند مانع از به کارگیری نادرست این رویکرد علیه یک گروه از جامعه شود. به علاوه، توجه به همه بازیگران اصلی سبب می شود تا برنامه ها و اقدامات متناسب با نیازهای محلی و بر اساس تفاوت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مناطق مختلف طراحی شود.

 

باید صدای همه گروه های سالمند را شنید

همچنین باید توجه داشت که نابرابری های اجتماعی معمولا سبب می شود در ساز و کارهای مشارکتی، گروه های قوی‌تر، صدای بلندتری داشته باشند در نتیجه در نظر گرفتن نیازهای واقعی سالمندان و تناسب سیاست ها با انتظارات آنان مستلزم شنیده شدن صدای همه گروه های سالمند به ویژه بخش های ضعیف‌تر و آسیب پذیرتر است. موضوع مهم دیگری که باید به آن توجه شود وجه پیشگیرانه سالمندشدن فعال است. در واقع سیاست های جامع سالمندشدن فعال همه گروه های سنی را در بر می گیرد و هدفش این است که افراد در طول فرایند افزایش سن، سلامت و استقلال خود را حفظ کنند. بسیاری از مسائلی که سالمندان و بازنشستگان با آن درگیرند، محصول شرایطی است که در دوران جوانی و میان سالی در آن قرار داشته اند، اگر قرار باشد بخشی از مشکلات دوران سالمندی در جامعه کاهش یابد، یکی از راه حل های اصلی آن تغییر و بهبود سبک زندگی، عادات غذایی، تحرک، شرایط کاری و امثال آن و از آن مهمتر کاهش نابرابری های اجتماعی در سطح کلان است.

نتیجه اینکه مفهوم دوره سوم زندگی، سالمند شدن مولد و سالمند شدن فعال نشان از تغییر گفتمانی در مورد سالمندی و بازنشستگی دارد. در این تلقی های جدید، دوره سالمندی به مثابه دوره فعالیت، سرزندگی و مشارکت اجتماعی است که پیوند اجتماعی سالمندان را با جامعه به دنبال دارد.

از این رو بازسازی گفتمانی سالمندی همانند دوره ای از زندگی است که ویژگی هایی چون بهره وری و خوداتکایی باعث مشارکت در جامعه می شود. بنابراین امنیت درآمدی، شمول اجتماعی، کار دواطلبانه، آموزش و یادگیری، مشارکت در تصمیم گیری و حمایت در این دوره از زندگی مورد تاکید است.

 

مجموعه اقداماتی که باید انجام داد

اقدامات حاکمیتی: تغییر نگرش و گفتمان نسبت به پدیده سالمندی و بازنشستگان.، نهادسازی مؤثر و مشارکتی در حوزه سالمندان و بازنشستگان در امر آینده‌نگری و تصمیم سازی راهبردی، تدوین حقوق سالمندان و بازنشستگان. تقویت و گسترش نظام تأمین اجتماعی، بازنگری سیاست‌ها و قوانین اشتغال و بازنشستگی.

اقدامات مدیریتی: تغییر ذهنیت مدیریتی نسبت به نقش سالمندان و بازنشستگان، اصلاح قوانین مرتبط با مدیریت صندوق‌های بازنشستگی، مدیریت یکپارچه و پرهیز از مدیریت جزیره‌ای.

اقدامات تکنیکال: آموزش و آماده سازی سالمندان و بازنشستگان، متناسب‌سازی محیط، کالاها و خدمات، تغییر نگرش و انگاره‌های ذهنی با استفاده از هنر و رسانه ها،  توجه به مسئله نگهداری بلندمدت، توجه به اوقات فراغت بازنشستگان، کمک به اشتغال مکمل و متناسب بازنشستگان، زمینه سازی و تقویت فعالیت داوطلبانه برای بازنشستگان، متشکل نمودن و انسجام اجتماعی بازنشستگان، حمایت از طرح‌های خلاقانه و محلی در حوزه بازنشستگان، تأسیس خانه‌های بین نسلی با مشارکت دولت و شهرداری ها.


نوشته شده توسط:admin - 323 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 14
برچسب ها:
دیدگاه ها